
همان رنگ و همان روی
همان برگ و همان بار
همان خنده ی خاموش در او خفته بسی راز
همان شرم و همان ناز
همان برگ سپید به مثل ژاله ی ژاله
به مثل اشک نگونسار
همان جلوه و رخسار
نه پژمرده شود هیچ
نه افسرده ، که افسردگی روی
خورد آب ز پژمردگی دل
ولی در پس این چهره دلی نیست
گرش برگ و بری هست
ز آب و ز گلی نیست
هم از دور ببینش
به منظر بنشان و به نظاره بنشینش
ولی قصه ز امید هبایی که در او بسته دلت ،
هیچ مگویش
مبویش
که او بوی چنین قصه شنیدن نتواند
مبر دست به سویش
که در دست تو جز کاغذ رنگین ورقی چند ، نماند
کتاب آخر شاهنامه . استاد اخوان ثالث
پاورقی : استاد آواز ایران نامزد عنوان بهترین خواننده ی جهان.
مراسم نكوداشت پرويز مشكاتيان چهارشنبه هجدهم آبان ماه به همت خانه موسیقی و با همکاری فرهنگستان هنربرگزار شد. در این مراسم مديرعامل خانه موسيقي از اعطاي دو جايزه به نام پرويز مشكاتيان در سال آتي خبر داد.
مراسم با پخش فیلم کوتاهی از زندگی و هنر مشکاتیان ساخته محمدرضا جعفری آغاز شد. در این فیلم قسمت هایی از گفتگوی این هنرمند در باره ديدگاهها و نظراتش در خصوص موسيقي پخش شد.
محمدرضا شجریان که در این مراسم به دلیل غم از دست دادن مشکاتیان بارها گریسته بود، به عنوان نخستین سخنران گفت: من توان به خاک سپردن پرویز را نداشتم و ساید دست تقدیر بود که باعث شد آن روز شاهد چنین اتفاقی نباشم. پرويز دردانهاي در موسيقي بود و من او را از سال 55 ميشناختم. او جوان بیست و یک ساله ای بود و ذوق و هنرش در همان زمان به اوج رسیده بود. در جشن هنر سال 56 در كنار حسين عليزاده و ديگران نشان داد و از آن به بعد خيليها شيوه او را دنبال خواهند کرد.
او را از دست دادهايم اما با ياد او زندگي ميكنيم من به عنوان فرد كوچكي از خانواده موسيقي و خانه موسيقي از شما مردم عزيز كه ياد پرويز را گرامي داشتيد و آن را با احترام بدرقه كرديد سپاسگزاري ميكنم كه اينگونه حق شناس هستيد و قدر هنرمنداني را كه با شما روراست بودند را ميدانيد. ما وامدار شما هستيم و سعي ميكنيم بخشي از دينمان را به وسيله هنرمان ادا كنيم.
پس از آن حمیدرضا نوربخش که در کنسرت آخر مشكاتیان به عنوان خواننده گروه عارف او را همراهی می کرد به روي صحنه آمد و در ابتدا گفت : من نه آمادگي و نه قصد اجراي برنامه به خصوص چنين برنامهاي كه تا اندازه كافي پربار باشد را ندارم. ولي تصميم جمعي دوستان بر اين بود كه ما هم بغضمان را به اين شكل با شما تقسيم كنيم. حدود 2 سال قبل قرار بود کنسرتی را با استاد مشکاتیان به روی صحنه ببریم؛ یک شب به همراه بهداد بابایی در منزل استاد مشکاتیان بودیم. غزلی از مولانا بود که من قبلا آن را در کاری اجرا کرده بودم و گاهی آن را زمزمه می کردم. بهداد با همان لحن همیشگی اش به پرویز گفت دایی جان می شود روی این شعر کاری بسازید؟
استاد هم که از آن غزل خوشش می آمد پذیرفت و حدود یک هفته بعد و در هنگام تمرین بعدی گروه این قطعه را ساخته بود. به دلیل اینکه هم این قطعه خاطره انگیز است و هم اینکه می تواند زبان حال بسیاری از شما عزیزان باشد تصمیم گرفتیم آن را اجرا کنیم.
نوربخش در اين قسمت به همراه اردشیر و ارژنگ کامکار به همراه بهداد بابائی (خواهر زاده مشکاتیان) به اجرای اين قطعه به نام پنهان چو دل پرداختند.
محمدسرير مديرعامل خانه به عنوان مدیر عامل خانه موسیقی ضمن اعلام برگزاری جایزه ای به عنوان جایزه سنتور مشکاتیان گفت: ما انگيزههاي زيادي براي باهم بودن داريم و اين يادبودهايي كه طي اين مدت براي مشكاتيان برگزار شد نشانه نفوذ و حضور ايشان در بين همه مردم است.
تا به حال چنين چيزي اتفاق نيفتاده كه بعد از مرگ يك هنرمند مردمان هنردوست پايتخت، شهرستانها، شهرهاي كوچك و دانشگاهها بزرگداشتهايي را برگزار كنند. خانه موسيقي قصد دارد دو جايزه رقابتي برگزار کند كه يكي از اين جوايز در شاخه سنتورنوازي بخصوص شيوه پرويز مشكاتيان است. هدف ما از برگزاري اين جايزهها ايجاد انگيزه و رشد در بين جوانان است تا بتوانيم اعتبار آثار و حضور مشكاتيان را در نسلهاي بعدي پررنگتر نشان دهيم.
مشکاتیان را باید از هنرمندانی دانست که توانست به وسیله آثارش ارتباط خوبی میان موسیقی ایرانی و جوانان برقرار کند. ما باید قدر این هنرمندان را بدانیم و از خدماتی که برای موسیقی ایرانی انجام داد قدردانی کنیم.
حسين عليزاده نیز ضمن اشاره به اینکه مرگ مشكاتيان هنوز هم برای او غیر قابل باور است گفت: من هنوز باور ندارم مشكاتيان در شهر و كشوري كه من زندگي ميكنم نباشد. ولي به يقين باور كردم مرگ براي كساني مثل مشكاتيان و هنرمندان بزرگ زندگي دوباره است. پرويز مشكاتيان با مرگش تولدي دوباره پيدا كرد و ما بايد قدردان مردمان نيشابور باشيم كه به ما يادآوري كردند كه مرگ يك انسان بزرگ ميتواند غمانگيز نباشد بلكه روز بزرگي در تاريخ است.
من در احساسم جاي پرويز را عوض كردم و فكر ميكنم حتي اگر خودم نباشم او در من جاودانه است. هنوز هم كه هنوز است در خلوتم اگر صدايش ميكنم شاد ميشوم و ديگر غمگين نيستم. ما سال هاست كه با غم عجين هستيم و خيلي كم پيش آمده كه شاديها ما را دور هم جمع كند. متاسفانه اين مسئله به دليل شرايطي كه وجود داشته نه تنها در بين اهل موسيقي بلكه بين تمام مردم ايران به وجود آمده است. روزهاي شاد برای مردم ایران بسیار كم بوده و تنها بهانه زندگي ما غم شده است. اما حالا كه پرويز با رفتنش به ما یادآوری می کند ميتوانيم جنبههاي ديگري از زندگي را ببينيم پس بايد شاد زندگی کنیم و در شادي ها سهیم باشیم. مشكاتيان هميشه زنده خواهد بود. دوستي من با او امروز عميقتر شده است. اي كاش روزي باشد كه مردم ايران شاد باشند و ما بايد به اميد رسيدن به شادي، شاد و نيرومند باشيم و اگر دوستي ما را ترك ميكند از نيرو و انرژي نيفتيم و همانطور كه پرويز اميد در دل ما را بوجود آورد ما نيز اين اميد را براي ديگران بوجود بياوريم.
پس از سخنرانی ها در پایان مراسم گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني به همراه محمدرضا شجريان به روي صحنه آمدند و شجريان درحاليكه قطعاتي را براي مشكاتيان ميخواند، ميگريست.
در این مراسم هنرمندان حوزه های مختلف از جمله حسين دهلوي ،داوود گنجهاي،علي اكبر شكارچي ، مهدي آذرسينا،داريوش پيرنياكان، سعيد فرجپوري، مجيد مجيدي، نيكي كريمي، ساعد باقري،همايون شجريان،حاتم عسگري،زيدالله طلوعي،قاسم رفعتي،علي جهاندار،علي رستميان، ،ميلاد كيايي،عبدالحسين مختاباد،فاضل جمشيدي و... حضور داشتند .
گزارش تصویری در ادامه مطلب
پاورقی : احضار استاد شجریان . . .
ادامه مطلب
همین دیروز بود که خبر درگذشت پرویز مشکاتیان احوالم را منقلب کرد.
تا کنون که 40 شب و روز از آن تلخ ، میگذرد.
از گفت و شنود " مرحوم " و " زنده یاد " ( به معنی عامه ) می پرهیزم و زدن نوار مورب مشکی بر عکس او را ، کار درستی نمیدانم . شاید بگویید :
یعنی آن قدر رفتن مشکاتیان بی ارزش است ؟
در جواب باید بگویم نه ! بی ارزش نیست ولی فکر میکنم ارزش هم به این ها نیست .
مشکاتیان ، یاحقی ، تجویدی ، زمانی ، و . . . ابدی اند و احتمالا همه این را قبول داریم .
مسئله ی دیگر نبود جسم پرویز مشکاتیان در بین ماست . این مسئله بیش از آن که موجب شکستن قلب ها شود تلنگری بزرگ است برای ما عام و اهل خاص.
سوگند میخورم که خودشان بودند و خودشان . . .
اگر تصنیفی ماند ،
اگر پیش در آمدی هست ،
اگر چهار مضرابی داریم ،
اگر رنگی مفرح ماست ،
اگر ردیفی ثبت شد ،
اگر جایزه ای بود ،
به خاطر مضراب ها و آرشه ها و ضرب ها و تحریر های " همه ی " هنرمندان است. هنرمندانی که هنر را برای مردم دانستند .
نمیدانم چرا گاهی با بعضی حرف ها و نقل قول ها آتشی روشن میشود که خاموش کردن آن به قیمت سوختن ذات هنر ، آن هم هنر ایرانی است؟
نمیدانم چرا همیشه میدان را برای حرف های پست و بی ارزش باز میگذاریم؟
نمیدانم چرا وقتی میخواهیم هنرمندی را " الگوی فکری " قرار دهیم توانایی های هنری اش را از فکر می گذرانیم و وقتی میخواهیم هنرش را الگو قرار دهیم زندگی و عقایدش از سرمان میگذرد ؟
نمیدانم چرا فقط موقع ناراحتی ها و غم ها حرف های متحول گونه میزنیم ؟
نمیدانم چرا نفهمیدیم زندگی یک شخص من جمله یک هنرمند ، طبق قوانین مبتدی بشری ، به خود او ربط دارد؟!
سوگند میخورم که خودمانیم و خودمان . . .
سوگند میخورم که خودمانیم و خودشان . . .
پاورقی : گزارش اختصاصی از مراسم چهلمین روز درگذشت پرویز مشکاتیان
خواستم سازسازان را سر لج بیاورم!
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران ؛ چهارشنبه 29 مهرماه خانه موسيقي مملو از جمعيتي بود كه سالها دغدغه رديفهاي موسيقي ايراني و انتقال آن را به صورت سينه به سينه برعهده داشتند و حال به پاس ثبت اين رديفها به عنوان ميراث جهاني كشور خود جمع شده بودند تا اين اتفاق را در كنار يكديگر جشن بگيرند.
- ساز و آواز شجریان و همایون . . .
- عکس هایی از استاد شجریان و معرفی سازهای ابداعی
- محمدرضا شجریان به یاد پرویز مشکاتیان در نیشابور میخواند.
- سازهای استاد شجریان در کنفرانس موسیقی.
- کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه.
ادامه مطلب

- آلبوم تصویری رندان مست به زودی در بازار . . .
- کنسرت های استاد شجریان و گروه شهناز در پاریس و رن
- گفت و گوی استاد شجریان با رادیو فرانسه
پی نوشت : با توجه به سخنان استاد شجریان در مصاحبه های اخیر ، بایستی مورد اول را از طریق سایت دل آواز پیگیری کرد . . .

