به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران ؛ چهارشنبه 29 مهرماه خانه موسيقي مملو از جمعيتي بود كه سالها دغدغه رديفهاي موسيقي ايراني و انتقال آن را به صورت سينه به سينه برعهده داشتند و حال به پاس ثبت اين رديفها به عنوان ميراث جهاني كشور خود جمع شده بودند تا اين اتفاق را در كنار يكديگر جشن بگيرند.
- ساز و آواز شجریان و همایون . . .
- عکس هایی از استاد شجریان و معرفی سازهای ابداعی
- محمدرضا شجریان به یاد پرویز مشکاتیان در نیشابور میخواند.
- سازهای استاد شجریان در کنفرانس موسیقی.
- کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه.
ادامه مطلب

- آلبوم تصویری رندان مست به زودی در بازار . . .
- کنسرت های استاد شجریان و گروه شهناز در پاریس و رن
- گفت و گوی استاد شجریان با رادیو فرانسه
پی نوشت : با توجه به سخنان استاد شجریان در مصاحبه های اخیر ، بایستی مورد اول را از طریق سایت دل آواز پیگیری کرد . . .

نوشت ها و قلم ها در مورد این فاجعه بسیار بسیار زیاد است . در تارنماهای موسیقی هرکجا که بروید غم و اندوه را نظاره گر هستید. متاسفانه موفق به حضور در مراسم تشییع پیکر پرویز مشکاتیان نشدم . منتها به جهت رسا بودن گزارش های تصویری ، لینک های مرتبط ، در این پست قرار داده شد .
گزارش تصویری خبرگزاری مهر : قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم
گزارش تصویری خبرگزاری ایسنا : قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم
گزارش تصویری خبرگزاری فارس : مشاهده
گزارش تصویری فرهنگ و آهنگ : قسمت اول | قسمت دوم
گزارش تصویری خبرگزاری ایرنا : مشاهده
گزارش تصویری خبرگزاری ایلنا : مشاهده
گزارش تصویری خبرگزاری ایسکا : مشاهده
گزارش تصویری خبرگزاری برنا : مشاهده
گزارش تصویری وبلاگ تحریر : مشاهده
گزارش تصویری باشگاه خبرنگاران جوان : مشاهده
گزارش تصویری جام جم آنلاین : مشاهده
گزارش تصویری سایت مردمک : مشاهده
گزارش تصویری سایت نیمروز : مشاهده
- داغ مشکاتیان ما را کلافه کرده است . . .

علی تجویدی ؛
پرویز یاحقی ؛
. . .
این بار هم پرویز مشکاتیان.
نمیدانم چه بگویم ؟ ! شوکه شدم .
خالق نظام قطره های آوا گونه ، چگونه ؟
ناچیز ترین علت گریه های چند میلیونی ، مدیونی چندین ساله ی فرهنگ و هنر ایرانی به مضراب های اوست . . .
با خاطره ای از ظلم به دستانش از میان ما رفت .
با دلی پر غم و سوخته و روحی آزرده از میان ما رفت .
30 سال پیش درد مشترک را سر داد و کس ندانست . . .
به هنگام آشکاری ؛
چه تلخ است رفتن بدون قدردانی از او
چه زهر است رفتن آرام و بی صدای او
یادم آمد به گفت و گوی گنبد مینا یش .
یادم آمد به لرزه هایی که با قاصدک بر وجود همه انداخت .
تا کی شاهد سیاه شدن این آسمان باشیم ؟
تا کی نظاره گر و بی خیال این اندوه ها باشیم ؟
دردا قدر نشناسی و ناسپاسی . . . آسان نازنینانمان را از دست میدهیم . خلاء شان هرگز پر نمیشود !
لا اقل از گفت و شنود " زنده یاد " و " مرحوم " بپرهیزیم .
اینها ابدی اند . . .
- محمدرضا شجریان در اروپا به خاطر فوت استاد مشکاتیان ۱ دقیقه سکوت اعلام کرد.
- مراسم تشییع پیکر استاد مشکاتیان . . .
شصت و نهمین ، 1 مهر ماه سیاوش ، بهانه ای بود برای قلم این مقاله .
ادامه مطلب
صحرا آماده روشن بود
و شب ، از سماجت و اصرار خویش دست می کشید
من خود، گرده های دشت را بر ارابه ای توفانی در نور دیدم :
این نگاه سیاه آزرمند آنان بود - تنها، تنها - که از روشنائی صحرا
جلوه گرفت
و در آن هنگام که خورشید، عبوس و شکسته دل از دشت می گذشت،
آسمان ناگزیر را به ظلمتی جاودانه نفرین کرد.
بادی خشمناک ، دو لنگه در را بر هم کوفت
و زنی در انتظار شوی خویش ، هراسان از جا برخاست.
چراغ، از نفس بوینک باد فرو مرد
و زن، شرب سیاهی بر گیسوان پریش خویش افکند.
ما دیگر به جانب شهر تاریک باز نمی گردیم
و من همه جهان را در پیراهن روشن تو خلاصه می کنم.
سپیده دمان را دیدم که بر گرده اسبی سرکش،
بر دروازه افق به انتظارایستاده بود
و آنگاه ، سپیده دمان را دیدم که، نالان و نفس گرفته،
از مردمی که دیگر هوای سخن گفتن به سر نداشتند،
دیاری نا آشنا را راه می پرسید.
و در آن هنگام، با خشمی پر خروش به جانب شهر آشنا نگریست
و سرزمین آنان را، به پستی و تاریکی جاودانه دشنام گفت.
پدران از گورستان باز گشتند
و زنان، گرسنه بر بوریاها خفته بودند.
کبوتری از برج کهنه به آسمان ناپیدا پر کشید
و مردی ، جنازه کودکی مرده زاد را بر درگاه تاریک نهاد.
ما دیگر به جانب شهر سرد باز نمی گردیم
و من، همه جهان را در پیراهن گرم تو خلاصه می کنم.
خنده ها، چون قصیل خشکیده، خش خش مرگ آور دارند.
سربازان مست در کوچه های بن بست عربده می کشند
و قحبه ای از قعر شب با صدای بیمارش آوازی ماتمی می خواند.
علف های تلخ در مزارع گندیده خواهد رست
و باران های زهر به کاریزهای ویران خواهد ریخت
مرا لحظه ای تنها مگذار،
مرا از زره نوازشت روئین تن کن :
من به ظلمت گردن نمی نهم
همه جهان را در پیراهن کوچک روشنت خلاصه کرده ام
و دیگر به جانب آنان باز نمی گردم
. . .
« کتاب باغ آینه » . « احمد شاملو »
- قدردانی استاد شجریان از فعالان متعهد فضای اینترنت
- دریافت کلیپ تصویری مرغ خوشخوان . . .
- تصاویر اختصاصی شجریانی ها از گوتنبرگ
- گفت و گو با مجید درخشانی در مورد تصنیف زبان آتش
- سری دوم تصاویر اختصاصی گوتنبرگ از سایت شجریانی ها
- نهمین کنسرت تور اروپا در پاریس

